دلبندم، باز امشب بیتابی وصف ناپذیری مرا فراگرفته است. هر روز بیشتر از روز قبل میفهمم که چه لذت توأم با دردی دارد این مادر شدن. این حس مادرانه هیچ منطق و زبانی سرش نمیشود. وقتی طغیان میکند دیگر نمیتوان آن را آرام نمود. هیچ قدرتی یارای مقابله با آن را ندارد. هیچ دارویی تسکیندهنده آن نمیباشد. امشب نازنینم را دربرندارم... و اینکه نمیدانم چند صباح دیگر باید منتظر باشم تا بیایی دردناک تر است نمیخواهم بفهمم...
برچسب:
نویسنده: مینا طاهری
رمضان، به قدر نزدیک میشود شب های قدر، فرصت میوه چینی اند! و ما... برداشت می کنیم، همه آنچه را که یکسال در زمین قلبمان، کاشته ايم! خدا جان ️عمر یکساله ام را که برانداز میکنم، هیــچ نقطة روشنی، برای دریافت کرامتت نمی بینم. اما... مهربانی یکساله تو را، که مرور می کنم؛ دلم به لیلةالقــدرِ این رمضان نیز، قرص می شود. سالهاست که رسم میان من و تو، همین بوده است ؛ من... یکسال...را خراب کرده ام! و تو....سال بعد را به نیکوترین تقدیر، نوشته ای! چه رازی است میان تو و
برچسب:
نویسنده: مینا طاهری
در جوشن كبير يك عبارتی هست كه مي گوييم " يا كٓريمٓ الصَّفْح " معناش خيلي جالبه : یك وقتی یك کسی تو رو می بخشه اما یادش نمیره که فلان خطا رو کردی و همیشه یك جوری نگات می کنه که تو می فهمی هنوز یادش نرفته یك جورایی انگار که سابقه بدت رو مدام به یادت میاره. ولی یك وقتی، یك کسی تو رو می بخشه و یک طوری فراموش می کنه انگار نه انگار که تو خطایی رو مرتکب شدی. اصلا هم به روت نمیاره. به این نوع بخشش میگن صَفح.
برچسب:
نویسنده: مینا طاهری